دل دیوانه

 حالم زیاد خوش نیست

 زیاد سر به سر من نزار

 از صبح که اومدم سر کار با دعوای همکارا باهم شروع شد سر یه موضوع بی ارزش که اگه براتون تعریف کنم خندتون می گیره ولی در کل رو رشته های اعصاب ما گیتار اسپانیش رفت و تاثیر منفی گذاشت طوری شده بود که دیگه حال کار و حتی حرف زدن هم نداشتم.

 شانس آوردم صبح که می اومدیم سر کار تو سرویس هدفون گوشیم توی گوشم بود و مشغول آهنگ گوش کردن بودم و از پشت سرم هیچ خبری نداشتم که سه تا از همکارا حسابی سر دریچه کولر که سمت من نده و مگه شعور نداری و... به برجک هم تیر اندازی کرده بودن.(بعدش یکی از دوستان تعریف کرد).

 دیدین تو بعضی از فیلما و بازی ها از اول تا آخرش یه آهنگ غمگین تو پس زمینه هست ، درست مثل زندگی من که آهنگ دور بودن از همسفرم تو پس زمینه لحظه هام نقش بسته و همیشه منو آزار میده  چه برسه به اینکه سر کار و با همکارایی که بیشترین ساعت عمرت رو با اونها هستی و  زندگی می کنی هر روز سر مسایل جزئی کاری و شخصی درگیر بشی .

 بسوزد پدر پدر سوخته کسی که باعث شده کیلومتر ها دورتر برا درآوردن یه لقمه نون از همه چی زندگیت و سلامتیت بگذری ، حتی  از اون کسی که آرزو داری تمام عمرت باهاش و کنارش باشی.

 تازه تو اون ساعات شلوغ کاری میایی می بینی رو میزت یه برگه ماموریت سه روزه از چهار شنبه همین هفته به کیش برا دوره کار تیمی گذاشتن. البته دورش دوره خوبیه ولی چیکار کنم که تازه همین هفته پیش کیش بودم. حالا بیا دوباره برو شاندیز صفدری. دیگه حالم از کیش هم بهم می خوره.نیشخند

 ولی خانومم حسابی ذوق کرده میگه مارو که نبردی غواصی بیا خودت برو جای مارو خالی کن. منم می گم نه که من یه هوا بدنم پره (توپولم) سایز من لباس غواصی پیدا نمی شه. شایدم اگه پیدا بشه ما بریم زیر آب سونامی بشه.

گناه دارن مردم کیش.

خواستیم تریپ غمگین بیاییم نشد که نشد.