سلام دوست عزیز

ای نامه که می روی سوی او                       از جانب ما ببوس روی ماه او

دوست عزیز خوبی.

روزگار می گذرد و ماه ها در پی هم می آیند و می روند و ما از همدیگر دور تر می شویم و غریبه تر.

یا دش بخیر آن ایام ،ایام خوشی بود با هم می گفتیم و می خندیدیم و روی سبزه ها غلت می خوردیم و تا گرسنه نمی شدیم به خونه بر نمی گشتیم.

همیشه دوست داشتی خودت را از من پنهان کنی و به انتظارم بنشینی تا از راه برسم و زود تر از من بگی سوک سوک.

یادش بخیر.

بعد ازینکه رفتی خیلی دنبالت گشتم. ولی هیچ اثری از تو نبود. هیچ و هیچ.

شاید پشت درختی به انتظار بودی تا زودتر از من بگی سوک سوک.

ولی من پشت تمام درخت ها و کنار  برکه و همه جا رو گشتم و لی پیدایت نشد.

حتی قاصدک هم از تو خبری نیاورد.

ازت دلگیرم که حتی با دوست رفیق شفیقت ، وقت رفتن خدا حافظی هم نکردی. شاید خواستی و نتوانستی.

بگذریم.

اگر از احوالات ما بپرسی که نمی پرسی ، شکر خوبیم هنوز نفسی هست و عمری باقی و زندگی بر وفق مرادست. راستی چند وقتی است با یه گل زیبا همسفر شده ام و قصد سفری طولانی داریم. به سوی صفا و عشق و محبت.

اسمش میناست و اگه ببینیش حسابی عاشقش می شی مثل من که وجودم به نفسهاش بستست.

مواظب خودت و خاطراتمون باش که اسیر فراموشی ها نشه همبازی لحظه های پاک  کودکی.

آدرس گیرنده : در دسترس نمی باشد.