سلام

 آسمان ،دریا‌، کوه ، دیوار‌، پنجره ، کمد ، آینه ، ساعت ، کاغذ ،‌قلم

دیگه چی بگم ... ؟

به قول یه بابایی نصفه شب رفت جلو به راننده اتوبوس گفت که آقای راننده برا کی داری رانندگی می کنی ، همه خوابن ...

حالا داستان ما هم شده داستان این راننده.

کف کردیم از بس اومدیم دیدیم بجز یه رهگذر ، کسی سری به کلبه ما  نزده.

ولی من بازم می نویسم.

تا زمانی که یک نفری باشه که بهم سر بزنه و در کلبه ما رو بکوبه.

من هستم.

شما هم باشید.

یا حق.