روزگار غریبیه

وقتی کوچیک بودم سه تا از خاله هام که اون موقع مجردبودن کار هر روزشون این بود که من بدبختو مچل می کردن برام آهنگ میزاشتن می گفتن اگه برامون برقصی یه تومن بهت میدیم.

منم از همون اول مثل الانم تپل بودم حسابی براشون قر میدادمو ، می رقصیدم هم فیلم طنز بود هم سیرک بود هم رقص. سر تا پای ما میشد خیس عرق ،  هر وقت خسته می شدم میگفتم پولمو بدین برم ،نامردی نمی کردن می گفتن یه ذره دیگه برقص تا پولتو بدیم. ما هم با جان و دل ادامه می دادیم.

یادش بخیر

الان هر کدوم تو یه شهر دیگه ،جدا از هم زندگی می کنیم ،خداییش حاضرم هر کدوم هر چقدر پول بخوان بهشون بدم دور هم جمع بشن ،دوباره براشون برقصم و قر بدم.

قول می دم ازون یه تومنی ها نگیرم